طرز تفکر نسبی گرایی اخلاقی

یکی از چیزهایی که همه ما در دوران کودکی از مادر و پدرمون و معلم هامون یاد میگیریم اینه که از نظر اخلاقی چی خوب هست و چی بد؛ و وقتی براساس تعریفی که از خوب یا بد بودن داریم کار خوبی انجام میدیم، احساس خوبی نسبت به خودمون داریم و حتی ممکن بخاطر انجام اون کار خوب توسط اطرافیانمون -که تعریفشون از خوب و بد مثل ما هست- تشویق هم بشیم و برعکس وقتی کار بدی انجام میدیم، احساس شرمندگی و گناه میکنیم و ممکن بخاطر انجام اون کار بد توسط اطرافیانمون سرزنش یا تنبیه بشیم.

با این وجود یه حس اخلاقی -حسی که خوب و بد رو از هم متمایز میکنه- درون ما وجود داره که باعث میشه هر فردی تعریف متفاوتی از خوب و بد داشته باشه و بر همین اساس بعضی ها معتقد هستن چیزی که از نظر یک شخص خوب هست از نظر شخص دیگه ای ممکن بد باشه و برعکس.  چیزی که ذهنمو درگیر کرده و باعث شده این مطلب رو بنویسم اینه که اگر قرار باشه هرکسی برای خودش تعریف متفاوتی از خوب و بد داشته باشه، پس بر اساس تعریف خودش فقط میتونه آدم خوبی باشه و ممکن هست از نظر خیلی ها آدم بدی باشه و باعث ناراحتی اطرافیانش بشه بدون اینکه حتی خودش متوجه باشه!

اگر اخلاق نسبی و فردی باشه هیچکس حقی نداره که بگه کاری که شخص دیگه ای میکنه خوب هست یا بد. هیچکس حق نداره بگه که تجاوز بد هست یا قتل عام انسان های بی گناه بد هست و هیچکسی هم نمیتونه ادعا بکنه که کمک به فقرا و یا برقراری صلح کار خوبی هست!

اگر اخلاق نسبی و فردی باشه “خوب” و “بد” فقط برای خود شخص کارآیی داره و عملا سودی به حال هیچکس نداره.

اگر اخلاق نسبی و فردی باشه هیچکس نمیتونه پاسخگوی اعمالش (چه خوب و چه بد) باشه و در نتیجه هیچکس بخاطر انجام کار خوب مورد ستایش قرار نمیگیره و هیچکس هم بخاطر انجام کار بد مورد سرزنش قرار نمیگیره چون هر شخص تعریف متفاوتی از خوب و بد داره…

در طرز تفکر نسبی گرایی اخلاقی (Moral relativism)، نسبی گرایان اخلاقی معتقدند که هیچ حکم اخلاقی ثابت و تغییرناپذیری وجود ندارد و از این جهت وابسته به میل و سلیقه افراد یا قراردادهای خود آنها است. یکی از ادله نسبی گرایان اخلاقی تمسک به اختلاف ارزش‌های اخلاقی افراد و جوامع مختلف است؛ مثلاً در جوامعی اجساد مردگان را می‌سوزانند و آن را کار خوبی می‌دانند ولی برخی جوامع این نوع رفتار با اجساد مردگان را بسیار بد و نادرست می‌دانند. نسبی گرایان این تنوع موجود در ارزش‌های خوب و بد جوامع را دلیل بر نسبی بودن احکام اخلاقی می‌دانند و معتقدند که خوبی و بدی و درستی و نادرستی و بایدها و نبایدهای اخلاقی تماماً به سلیقه‌های فردی و گروهی وابسته است و هیچ بنیان واقعی و ثابتی ندارد.

اگر هرکسی در دنیا بر اساس تعریف شخصی و گروهی که نسبت به خوب و بد داره رفتار کنه و هرکاری که دلش میخواد -بدون در نظر گرفتن پیامدهاش- انجام بده نسل انسان ها منقرض میشه! ممکن شما هم با کسانی مواجه شده باشین که همچین طرز تفکری دارن ولی اگر به اتفاقاتی که سراسر دنیا میوفته توجه کنیم متوجه میشیم که هیچکسی در عمل به همچین طرز تفکری اعتقاد نداره. چون کسی که به همچین طرز تفکری واقعا اعتقاد داشته باشه عملا نمیتونه ادعا کنه که تمام فجایع تاریخ، از کوره های انسان سوزی در جنگ جهانی دوم گرفته تا جنایات داعش و …کار اشتباه و بدی بوده و کسانی که این جنایات رو انجام دادن سزاوار مجازات هستن!

واقعیت اینه که آدم ها سعی میکنن دیگران رو (و خودشون رو اگر آدم صادقی باشن) پاسخگوی اعمال و رفتارشون کنن تا هرکسی مسئولیت کاری که انجام میده رو به عهده بگیره !(چه خوب و چه بد)

آدم ها سعی میکنن برای انجام کار خوب همدیگه رو ستایش و برای انجام کار بد همدیگه رو سرزنش و محکوم کنن. در واقع ما انسان ها همه این کارهارو بخاطر حس اخلاقی که درونمون وجود داره انجام میدیم. یه انسان قطعا میتونه کار خوب انجام بده بدون اینکه حتی بپذیره که اخلاق، چیزی عینی و مستقل از تفسیر ماست. با این حال بدون داشتن یک مرجع که تعیین کنه چه چیزی خوب و چه چیزی بد هست ما انسان ها نمیتونیم اخلاقی رو توجیه و درست و غلط بودنش رو ثابت کنیم.

ما انسان ها حسی رو درونمون داریم که باعث میشه وقتی کار خوبی انجام میدیم احساس خوبی داشته باشیم و وقتی کار بدی انجام میدیم احساس شرمندگی کنیم. اگر خوب و بد و اخلاقیات چیزهای “واقعی” و “مهمی” نیستن پس ما مجبور نیستیم احساس گناه یا احساس خوبی راجع به هرچیزی داشته باشیم چون هیچ مسئولیتی نداریم!

اگر خیر و شر نیاز به مرجع داشته باشن، باید نوعی استاندارد عدالت اخلاقی یا قانون وجود داشته باشه. اگر قانونی وجود داشته باشه و ما در برابر عمل کردن به اون قانون آزاد و مختار باشیم پس این قانون می تونه به راحتی نادیده گرفته بشه. بنابراین، چه چیزی مانع از پیروی از چنین قانون اخلاقی میشه و چی باعث میشه که انسان ها به سادگی کار “خوب” رو انجام ندن؟

اگر ما به عنوان انسان به صورت درونی و در سطوح مختلف با چنین قانون اخلاقی آشنا هستیم، پس چرا این قانون رو خواسته یا ناخواسته زیر پا میزاریم؟

جواب ساده هست : غرور انسان + اراده آزاد

غرور انسان باعث می شه که مردم بدون توجه به هر قانونی، چه قانون اخلاقی و عینی و چه قوانین قضایی که توسط انسان ها وضع شده، هرکاری که دوست دارن انجام بدن.به هر حال دلیلی وجود داره که دولت، پلیس و دادگاه ها برای وضع، نظارت و اجرای قانون در اکثر کشورها وجود دارن.

اگر اخلاقیات عینی وجود نداشته باشه، هیچ درست و غلطی وجود نداره و تعاریف ذهنی ما از خوب و بد هیچ ارزشی جز برای خودمون نداره؛ و اگر درست و غلطی وجود نداشته باشه، هرکسی که قدرت بیشتری داره سعی میکنه تعریف نسبی و فردیش از درست و غلط رو به دیگران تحمیل کنه! و اگر همه چیز در مورد مبارزه برای کسب قدرت بیشتر برای تحمیل تعاریف خودمون از خوب و بد به دیگران باشه پس واقعا معنی زندگی چیه؟

 

 

 

واکنش آدم ها در شرایط بحرانی!

میخواستم راجع به اضافه کردن شماره تلفن ایران در تبلیغات گوگل ادوردز مطلب آموزشی بنویسم ولی مقدمه مطلب انقدری طولانی و نسبتا بی ربط به موضوع بود که ترجیح دادم تو یه پست جدا منتشرش کنم.

چند وقتیه فکرم مشغول واکنش آدم ها تو شرایط بحرانیه، مثلا وقتی که سیل یا زلزله میاد یا حتی تحریم میشیم واکنش مردممون به این اتفاق ها چیه؟چند درصدشون با کمک کردن به هم دیگه سعی میکنن باری از رو دوش بقیه بردارن و چند درصدشون از این بحران ها سو استفاده میکنن برای رسیدن به اهدافشون؟هرچقدر زمان میگذره و با چیزهایی که میبینم و میشنوم بیشتر ناامید میشم نسبت به انسانیت و آینده!

مثلا چند وقت پیش که تهران برف سنگینی اومد راننده یکی از این سامانه های هوشمند حمل و نقل خیلی با افتخار داشت واسم تعریف میکرد که از ۴ نفر ۲میلیون تومن گرفته که از فرودگاه امام خمینی تا تهران بیاردشون و از یه خانم هم ۵۰هزار تومن گرفته تا ماشینش رو از پارکینگ بیاره بیرون! از این اتفاق ها هر روز میوفته و مطمئنم شما هم آدم های سوءاستفاده گری رو دیدید که شرایط بحرانی و مشکلات مردم رو به چشم یه فرصت میبینن برای پیشرفت خودشون و نه کمک کردن به مردم!

How people treat you is their karma; how you react is yours

Wayne W. Dyer

بعضی موقع ها تنها واکنشم نسبت به اینجور ادم ها ناراحتی و عصبانیت هست و میدونم که کاری از دستم برنمیاد! ولی بعضی وقت ها هم هست که احساس میکنم توی این تاریکی میتونم با روشن کردن یه فانوس کوچیک در حد توانم کمک کنم.
تو مطلب بعدی میخوام آموزشی رو قرار بدم برای دور زدن تحریم های گوگل در رابطه با اضافه کردن شماره تلفن ایران به آگهی های ادوردز. حالا این آموزش چه دردی رو دوا میکنه؟ واقعیت هیچی! آموزش خیلی ساده ای هست ولی یکی از کاسبان تحریم که از قضا دیجیتال مارکتر معروفی هم هست از این فرصت استفاده کرده و برای یه ترفند کوچیک که تو سایت خود گوگل کامل توضیح داده شده ۲۶۰,۰۰۰ تومن پول میگیره! تو این وبلاگ قصد دارم از هر فرصتی استفاده کنم تا مطالب آموزشی رایگان و تجربه هایی رو که تو این سال ها بدست اوردم رو به اشتراک بزارم بلکه شاید به درد کسی بخوره.